غدیریعنی دل دادگی به علی(ع)

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, آذر ۱۲, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۹:۲۷
ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده

0008-73نگاه عالمان بزرگ شیعه به عید غدیر، همواره یک نگاه فراگیر سیاسى و حکومتى بود. میرزا جواد آقا ملکى تبریزى در کتاب «المراقبات»، هنگام مقایسه عید غدیر با عید مبعث، این عید را به منزله روح و مبعث را به مثابه جسم اسلام معرفى کرده، تأکید مى‏کند که اگر امامت و رهبرى در جامعه اسلامى نباشد، رسالت، عقیم و بى ثمر خواهد بود. این معناى دقیق از غدیر، اگر چه از صدر اسلام در میان فقیهان شیعه وجود داشت، ولى در لابلاى کتاب‏ها و یا در ضمن بحث‏هاى طلبگى و در کنج مدارس و حجره‏ها، محبوس بود و توده مردم، از حقیقت و فلسفه عید غدیر، آگاهى نداشتند و این روز بیشتر به عنوان یک مسئله فردى و خانوادگى مطرح مى‏شد و این عید بزرگ سیاسى و اجتماعى، اغلب به عید سادات شهرت داشت. گر چه این امور در آن ایام، براى مردم و به ویژه جوانان و نوجوانان، لذت بخش بود و در تحکیم ارتباط و محبت به اهل بیت‏(ع) ، تأثیر گذار بود وخواهد بود.به نقل ازپیام کوثر.

عرفه یعنی دل دادگی به امام حسین(ع)

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, آذر ۵, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۷:۱۸
ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده

عرفه با گل‌واژه‌های زیبا و خاشعانه حسین (ع) معنا یافت آنجا که آن حضرت به پهنای صورت مبارکش اشک ریخت و با تمام بزرگی‌اش خاشعانه و عاشقانه با خداوند سخن گفت و فرمود “احسان دیرینه تو را قرن‏ها و سالهاست مردمان شناخته‏اند؛ تو همان هستی که کاروان را براى نجات یوسف فرود آوردی تا از چاه به جاه رسانى‏اش و از بندگى به سلطنت؛ چشم سپید یعقوب را به دیدار یوسف روشن کردى، اى یاور ایوب که بلا و رنج و سختى را از او دور نمودی، ای آنکه دستان ابراهیم را از ذبح اسماعیل نگاه داشتى، تا وعده‏ات تحقق یابد، اى اجابت کننده دعاى زکریا؛ اى آفریننده یحیى، اى حامى یونس که او را از شکم ماهی نجات دادی، تو را مى‏شناسم….مهربانا، خطاهایم بزرگ شد و رسوایم نکردى، گناهانم را دیدى و پوشاندى؛ اى لطیف، خرد بودم و ضعیف، روزى‏ام دادى و نگاهم داشتى، بزرگ شدم هنوز نمى‏توانم نعمات تو را شماره کنم…عریان بودم، پوشاندى‏ام، گرسنه بودم سیرم کردى، تشنه بودم از تو سیراب شدم، ذلیل بودم عزیزم کردى، غریب بودم آشنایم نمودی، مسکین بودم توانگرم ساختى و خود کریمانه، احسان آغاز نمودى؛ پس به راستى که حمد و سپاس براى توست اى خداى بى‏همتا “.
ای خدای بزرگ، امروز که روز عرفه است، تو مرا به این مهمانی بزرگ دعوت کرده ای. تو که خود گفته‌ای اگر کسی آمرزش از من بخواهد، او را خواهی بخشید و ناامید از درگاه خود را نابخشودنی خوانده‌ای.

دلم هوای امام رضا دارد…

نگارش شده در تاريخ : پنجشنبه, آبان ۷, ۱۳۸۸ و ساعت : ۱۰:۴۲
ارسال شده در قسمت : دسته‌بندی نشده
دیدگاه‌ها خاموش

دورانی که امام رضا(ع) در آن می زیست عصر شکوفایی علم و سرازیر شدن علوم مختلف ملل سرزمین ها و تداخل فرهنگی مردمان آن روزگار بود. در این زمان پیشرفت علوم باعث پیدایش افکار و عقائد انحرافی و مشرب های فکری گوناگون کلامی و فلسفی شده بود که همین امر چالشی جدی دربرابر عقائد و آموزه های ناب اسلامی و شیعی به شمار می رفت. امام رضا(ع) با درک این خطرات و تهدیدها از فرصت پیش آمده نهایت بهره برداری رابه عمل آورد و به روشنگری های فراوان در زمینه تبیین عقائد اسلامی و نمایاندن راه مستقیم الهی اقدام نمود .یکی ازاین شبهات « رویت خدا» است.
درباره رؤیت خداوند نیز که از مباحث جدی و پرسرو صدای فرق مختلف بود. روایاتی از حضرت نقل شده ازجمله ابومره روزی به حضور حضرت رسید و سؤال کرد: ما رؤیت خداوند وکلام او را تقسیم کردیم بین انبیاء: موسی و محمد.
حضرت فرمود: این ایده، هرگز درست نیست، او را چشم ها نبیند و علوم نتواند احاطه کند.
با استناد به آیه ۱۰۹ سوره طه، فرمود: اگر چشم، او را ببیند ماهیت باید داشته باشد، یعنی علوم او را احاطه خواهد کرد، چشم باید او را هرگز نبیند بلکه با قلبش آیاتی از خداوند را مشاهده نماید.
در این بحث آن حضرت به ماهیت با عبارت (صورت البشر) و احاطه علم به کیف و این اشاره فرموده است. امام با استدلال برهانی بر اینکه اگر خداوند به چشم دیده شود لازم می آید که محدود به زمان و مکان باشد و خدائی که محدود و دارای جسم باشد، باید عوارضی که بر جسم عارض می شود مثل پیری و مرگ به او نیز وارد شود، در این صورت با انسان فرقی نخواهد داشت. بنابر این ذات از این نسبت ها پاک است. چون چیز قابل مشاهده دارای ماهیت می شود که باید عوارض ماهیت بر او عارض گردد، لازمه دیگر جسمانیت و رؤیت، شرک است که باید خداوند شریکی داشته باشد در حالی که قرآن کریم و معارف دینی، خداوند را بری از شرک و جسمانیت و رؤیت دانسته اند، بنابر این افکار قائلین به رؤیت خداوند باطل و خرافه و نقیض قرآن و سیره و گفتار نبوی است.
امام رضا با این موضع گیری با استدلال و برهان فلسفی و کلامی به ابطال این نظریات پرداخت.