مردودی نخبگان
پنجشنبه, آبان ۷, ۱۳۸۸ ۱۰:۱۷
واژه( eliteنخبه) در قرن هفدهم برای توصیف کالاهایی با مرغوبیت خاص به کار میرفت و بعدها کاربرد آن برای اشاره به گروههای اجتماعی برتر، مانند واحدهای ضربت نظامی یا مراتب عالیتر اشرافیت هم تعمیم یافت. درادامه برای اولین بار در قرن ۱۹ بود که نخبهگرایی به عنوان یک مکتب فکری در علم سیاست و جامعه شناسی سیاسی با اندیشههای اشخاصی چون: پاره تو و موسکا مطرح شد و به تدریج رواج پیدا کرد و امروزه نخبه گرایی یکی از الگوهای رایج در جامعه شناسی سیاسی و از شاخصههای تاثیرگذار بر فرآیند تصمیم سازی و راهبردی در حکومتها به شمار میآید.این مفهوم با پیروزی انقلاب اسلامی و اصلاح ساختار حکومت و مشی سیاسی در معنای واقعی خود تفسیر شد و بکارگیری نخبگان در بیانات امام خمینی(ره) و مقام معظم رهبری(مدظله) مورد توجه واقع شد.در سال ۱۳۸۵ به منظور تحقق بخشیدن به تأکید مقام معظم رهبری در “استفاده صحیح و مناسب از ظرفیتهای علمی نخبگان در راستای توسعه همه جانبه کشور” و در اجرای ماده ۴ اساسنامه بنیاد ملی نخبگان درباره “تعریف نخبه و احراز استعدادهای برتر و نخبگی افراد” آیین نامه احراز نخبگی با هدف منطقی کردن و تعریف شاخصهای علمی، استانداردسازی معیارها و فرآیندهای شناسایی و معرفی نخبگان و استعدادهای برتر، تصویب شد. در ماده ۲ این آیین نامه نخبه چنین تعریف میشود: “نخبه” به استناد ماده ۴ اساسنامه بنیاد به فرد برجسته و کارآمدی اطلاق میشود که اثرگذاری وی در تولید و گسترش علم و هنر و فناوری و فرهنگ سازی و مدیریت کشور محسوس باشد و هوش، خلاقیت، کارآفرینی و نبوغ فکری وی در راستای تولید و گسترش دانش و نوآوری موجب سرعت بخشیدن به رشد و توسعه علمی و اعتلای جامعه انسانی کشور گردد.با سرلوحه قرار دادن تعریف کلی فوق از نخبگان میتوان نخبه سیاسی را چنین تعریف کرد: “نخبه سیاسی” به شخصی اطلاق میشود که پدیدههای سیاسی را در دو سطح داخلی و بینالمللی بررسی کند و با نگاه آینده نگرانه، حوادث سیاسی را پیش بینی و در بالاترین سطح مورد نظر، راهکاری جهت مدیریت هوشمندانه وقایع به منظور ارتقای زندگی بشری ارائه دهد.ادامه دارد.http://www.maarefmags.com/article.asp?Art=1198


